ته

 

 

 اشک های امروزم پس لرزه های تن زلزله خیزم اند...

می دانم!

 خدا  روی تحملم دما سنج گذاشتست

تو بگو ؟

 حنجرم را به گوش کدامین گنگ پر کنم ؟

به کدام بلندی ؟

 سیل تشنه ام را پس بیاورم؟

تو بگو زجر های عطشم را در کدام کویر بنشانم  

              که تنش

                       ترک نخورد؟

 

------------------------

پ ن : جناب سینوهه نبودند دعوام کنند سوء استفاده کردم... (شکلک خنده تلخ داریم؟)

 

/ 13 نظر / 3 بازدید
نمایش نظرات قبلی
سینوهه

" بیا موشو آتیش زیدیم پیداش شد" من تقریبا هرروز هستم (تقریبا) ولی گاهی حسش نیست چیزی بنویسم. گاهی اصن نیستم که بنویسم. (گاهیم اینترنت نیست [نیشخند])

ey bla?che kardi?

روح سرگردان

سلام بابا میبینم که زدی بیرون..قشنگ بود بابایی دلمم برات تنگ شده...[گل]

باران سپید

سلام درست فصل شمردن جوجه ها که تمام می شود آفتاب بدجور رو سیاهم می کند باید برای آدم برفی ها فکری بکنم. این خانه منتظر نگاه شماست[گل][بدرود]

راحیل

سلام و درود.. دوست روشن من امروز سالگرد عشق من و همسرم و قدم پاک شما بر کافه حقیر باعث افتخار.... سبز باشی

راحیل

سلام دوست من.. زیبا بود و مثل بیشتر مواقع غمگین اما الفاظ به جا بودن و حس تو رو در من ایجاد می کردن.. شعرت با نگاهم حرف می زد.. سپاس سبز باشی

مهیار خاوری نژاد

سلام زیبا بود راستی قالب مورد نظر رو هنوز پیدا نکردم در اولین فرصت تغییرش می دم سبز سبز سبز[گل]

سینوهه

یادم رفت . مال دکتر انوشه است.

سینوهه

شرمنده . حدس میزدم ولی آخرش که کپی کردم یادم رفت که چند تیکه اس کنم. حواسم نبود [نیشخند] بازم ممنون.