وقتی ...

عشقت دلم را

مثل برنو دسته نقره ای

سوراخ کرده است

دیگر

مردم از بس غرورم را

                      در گلویم نگه داشتم...

و به جایش گلوله چکاندم

و چشم هام از بی حاصلخیزی

دچار سرنوشت کویر شدند

چشمی با دل ترکیده

که زیبایی ساده اش را می ستایند...

و تو به خودت می گویی:

هی ی ی ...

      چه سود؟

                     وقتی

                          قندم از قهوه تلخ تر بود...

دورگاهی که بی حاصلند سرزمین چشمانت...

وقتی که دلت شورزار کویرت می شود

وقتی

   وقتی

       وقتی که...

/ 8 نظر / 6 بازدید
روح سر گردان

سلام بابا چی شده چند روزه دلگیریر ؟؟؟؟کو اون دختر شاد با انرژی؟؟؟زن میروم شکار دولول مرا بیار////لبخند روزهای ملول مرا بیار///[گل]

احمد

سلام آبجی. چه طوری خانم؟ کارت رو خوندم. خوبه. داری یواش یواش فضاس خودت رو پیدا می کنی.اما چند مورد : 1- " عشقت " رو در سطر اول می تونی حذف کنی.چون اسم شعر به مخاطب کمک می کنه که مطلب رو متوجه بشه. اون همه تکرار " وقتی " جالب نیست. سعی کن ازشون کم کنی. در سطر "وقتی دلت شورزار کویرت می شود " یکی از دوتا ضمیر متصل " ت " رو حذف کن. امیدوارم به زودی همه ی سطرهای شعرت مثل " و چشم هام از بی حاصلخیزی دچار سرنوشت کویر شدند" قوی باشند. تا فردایی بهتر.

مهدی صادقیان

سلام خوبی؟ این کار از کار قبلیت بهتر بود البته باز چند نکته می شه اشاره کرد اول اینکه شعر سپید بابت عدم محدودیت در انتخاب کلمات و واژه ها و همچنین وزن می تونه خیلی بهتر حرف رو منتقل کنه بهتره که شعرت رو خودت چند بار بخونی و سعی کنی کلمات حشو و زاید رو حذف کنی در شعر سپید مخاطب باید دنبال واژه بگرده نه اینکه همه چیز رو تقدیمش کنی برخی از واژه ها خوب جایگزین شده اند مثلا مثل برنو دست نقره که یادآور تفنگ دسته نقره ام را فروختم...... اما بعضی مثل چشم بی حاصلخیزی که ترکیب درستی نیست که چشم هایم از بی حاصلی باشه بهتر به نظر می رسه در خصوص تلخی قهوه باید عرض کنم که تلخی صفت و ویژه گی قهوه است بدی قهوه نیست اصولا خاصیت قهوه تلخ بودنه مثلا می شه نوشت قهوه ی تلخ یا بی شکر.. ببخشید زیادی نوشتم امیدوارم با همین پشت کار ادامه بدی عزت زیاد

مرهم

سلام گلدونه خانم!! ولي نگاه شيريني را از تلخي قهوه ي چشمانت مي توان نوشيد و به فال نيك گرفت!! بعد از مدت ها با نقد فيلم ضد اسلامي سنگسار ثريا به روزم

الهام

سلام نبينيم دپ داري شعر مي گي! من آپم اگه خدا قبول كنه! خوشحال مي شم بهم سر بزني

بارونی

مثل همیشه ... [گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل]

سبحان

سلام [لبخند] نمي دانم چرا آنقدر بزرگ نشده ام،كه تو را تنها در مواقع سختي نخوانم؟ چرا وقتي همه چيز هست، كمتر تو را صدا مي كنم؟ چرا وقتي سالم و شاداب هستم، كمتر تو را شكر مي گويم؟ پروردگارا! تنها درخواستم از تو روحي وسيع است، آنقدر كه فراموش نكنم،در خوشي ها بايد بيشتر تو را صدا كرد [لبخند] ممنونم از اینکه بهم سر زدی [گل] [گل] خیلی شعر زیبایی بود و مثل همیشه لطافت کلماتو زیبا به تصویر کشیدی. بابت غیبتم هم منو ببخشید یکم کارام زیاد شده سعی میکنم جبران کنم[گل]

.

در جوا ب این شعر واژهها در تمام کتابها جز سرابی در کویری پهناور از تو نشانم نمی دهد[تایید][دست][راک][قلب]