سردرد عرفانی...

 

کلمات از قلبم به هوا می پاشند

با پمپاژ عرفان

و جایی همان بالاها

 گرفتار می شوند...

و نوری که از پیشانی ام خط کشید تا بالا

دیشب وقتی داد کشیدم ،

 خاموش شد...

آبان89

/ 13 نظر / 9 بازدید
نمایش نظرات قبلی
احسان مهدیان

دوباره بي نهايت سپاسگذارم در صورتي كه به روز كرديد ما را بي خبر نگذاريد . بااحترام هجوووووووووم[خداحافظ]

سینوهه

"شعر زیبا بود .فقط داد و فریاد چرا؟!" . زمانی که مولای ما ظهور خواهد کرد ...آنوقت متوجه می شوی داد و فریاد نیز در میان مصیبتهای بشر گم خواهد شد!

سینوهه

"یکی مثه همه: شعر زیبا بود .فقط داد و فریاد چرا؟! پاسخ: صدای آدمو گاهی در میارن داداش" . . ملت نظر نمیزارن. خودت نظر میزاری و جواب میدی!! آمار بره بالا؟![قهقهه][چشمک]

سینوهه

بازم از اینکه شعر منو تصدیق کردی بسیار ممنونم . (پاسخ: خواهش میکنم .اختیار دارین وبلاگ خودتونه...[نیشخند])

ده نمکی

سلام نه وبلاگ عوض نشده

نادر

[دست][دست][دست] جالب بود موفق باشی ممنون از این که سرزی

سینوهه

"می گم می تونید یه وب بزنید شعراتونو بذارین داخلش جالب می شه." مجال و فرصتی نیست!کارها زیاد و وقتها اندک! همینکه به وبلاگ خوب شما و چند تای دیگه سر میزنم (همه رو باهم باز میکنم سرعتی جواب میدم) و دوتا جستجو و ایمیلو ... کلی زور زدم! اگه به ساعت پاسخگوییهام نگاه کنی متوجه میشی 2و3 نصفه شبه!! (البته بغیر امروز[نیشخند]) بازم ممنون از پیشنهادتون.

سینوهه

بجاش وبلاگ شما رو آباد میکنم [چشمک] اگه شعرم جالب بود (و لیاقتش رو داشت) گذاشتین تو بلاگتون.. دیگه خیلی چاکریم![لبخند] (البته اون شعرو برای محضر امام و ولییمون حضرت حجت (عج) گفتم)

علی خدادادی

سلام ممنون از دعوتتان،خوب سروده اید لذت بردم[گل][گل][گل]