تنها اوست که می ماند...

 

گمشو عزیز من ترانه برایت حرام شد

 

آن طنین گرم عاشقانه برایت حرام شد

 

 شور تند قرمزی بر لبم خط کشید

 

وقتی شهاب یاد تو بر آسمان من خط کشید

 

هرگز نخواه لحظه های گرم و ترم را

 

من بر تو حرام کردم

 

تک تک ستاره های آسمان پر شررم را

 

تو درون غم ثانیه ها بی صدا شکسته ای

 

جمع کن خرده شیشه های پر صدای پیکرت را

 

و من تا همیشه از تو بیزارم

 

 و سر می کشم روح ثانیه های تنهایی در گذرم را

 

کنون درون غم ترانه ام چه می کنی؟

 

رها کن بند بند قافیه های شعر ترم را

 

24 اسفند 86

 

نوشته شده در ۱۳۸٩/۱/٢٢ساعت ۱۱:٠۳ ‎ب.ظ توسط فاطیما نظرات () |


Design By : Night Skin