تنها اوست که می ماند...

 

((سلوک))

سکوت دوید

بر دل سخن

بهت آرام خندید

ذوق می شکفت

احساس نگریست

بر عقل سلیم

و اشک حیران

شوق می اندشید

 به نگاه

فکر می رقصید

در معراج ...

آنگاه

ته کوچه شعور

آسمان آرام گریست  ...

سال 86

نوشته شده در ۱۳٩٠/۸/٢٦ساعت ۱:۱٦ ‎ب.ظ توسط فاطیما نظرات () |


Design By : Night Skin