تنها اوست که می ماند...

 

کلمات از قلبم به هوا می پاشند

با پمپاژ عرفان

و جایی همان بالاها

 گرفتار می شوند...

و نوری که از پیشانی ام خط کشید تا بالا

دیشب وقتی داد کشیدم ،

 خاموش شد...

آبان89

نوشته شده در ۱۳۸٩/۸/٤ساعت ٥:٥٦ ‎ب.ظ توسط فاطیما نظرات () |


Design By : Night Skin