تنها اوست که می ماند...
بدن شما به طور روزانه مقداری امواج الکترومغناطیسی دریافت می کند. شما امواج الکترومغناطیس که از تجهیزات الکتریکی استفاده می کنید و نمی توانید از آنها فرار کنید را دریافت می کنید و همچنین از طریق لامپ های روشن که حتی برای یک ساعت هم خاموش نمی شوند. شما منبعی هستید که مقدار زیادی امواج الکترومغناطیسی دریافت می کنید. به عبارت دیگر شما با امواج الکترومغناطیسی شارژ می شوید بدون این که بفهمید! ک دانشمند غیر مسلمان از اروپا تحقیقاتی را برای یافتن بهترین روش جهت خارج کردن امواج الکترومغناطیسی که به دبدن آسیب می رساند را انجام داد در نهایت تعجب به نتیجه ای عجیب رسید؛ نتیجه ای که برای او به عنوان یک دانشمند غیر مسلمان باور نکردنی بود! تحقیقات وی نشان می داد که سجده کردن به سمت کعبه مقدس بهترین راه برای کاهش یافتن شدید سطح انرژی های منفی بدن انسان است. آنچه این تحقیق را شگفت انگیزتر می کند، این است: چنین است که نماز را آرامش دهنده قلب ها می خوانند و بر مرتب و سر وقت خواندنش تاکید دارند. اگر انسان می توانست تمام نامکشوفه های طبیعت را کشف کند، حکمت احکام اسلامی هم برایش گشوده می شد، اما افسوس که علم آدمی ناقص است و اسرار طبیعت بسیار. یک پژوهشگر هلندی غیر مسلمان چندی پیش تحقیقی در دانشگاه آمستردام انجام داده و به این نتیجه رسیده بود که ذکر کلمه جلاله «ا…» و تکرار آن و نیز صدای این لفظ، موجب آرامش روحی شده و استرس و نگرانی را از بدن انسان دور می کند. به راستی که قرآن کریم در آیه ای کریمه می فرماید: هرچند سهم ما آمیزه ای ز سرزنش و ریشخند بود حق با صدای توست باید بلند بود . آیا میدانید پایتخت انگلستان شهر منچستر است. آیا میدانید برج ایفل هر سال ۳ سانتی متر کوتاه تر میشود. آیا میدانید دوچرخه برای اولین بار توسط ابن سینا ساخته شد. آیا میدانید خوردن آدامس در ایتالیا جرم محسوب میشود. آیا میدانید هیچ کس نمیتواند در استرالیا بدود. آیا میدانید اسکندر مقدونی اصلا به ایران حمله نکرد. آیا میدانید قدرت آرواره مورچه از قدرت آرواره تمساح بیشتر است. آیا میدانید هواپیما هنگام پرواز ۲کیلو گرم وزن دارد. آیا میدانید پوشیدن لباس رسمی در مراسم ازدواج پاکستانی ها توهین محسوب میشود. آیا میدانید تا ۲۵ سال آینده قله اورست از بین میرود. آیا میدانید جوانان ۳۵ ساله در کشور برزیل برای خریدن نوشابه باید از پدر و مادر اجازه کتبی داشته باشند. آیا میدانید هیچ مردی در شهر توکیو زندگی نمیکند. آیا میدانید دسترسی به اینترنت در آلمان مجازات دارد. آیا میدانید بنز آلمان در کشور سوئد ساخته میشود. آیا میدانید هر مرد ایرانی ۳ زن دارد. آیا میدانید برای این که بتوانید راه بروید باید پا داشته باشید. آیا میدانید در کشور هلند مدیران مدارس فقط از بین زنان انتخاب میشوند. آیا میدانید در عربستان نفت وجود ندارد. آیا میدانید همه ی مطالب بالا چرت و پرت بود. به نقل از وبلاگ (سورن) قوانین مورفی تسکیندهندهی بد بیاریها و بدشانسیها هستند. می دونی این روزها دلم می خواد روی یک قبر ساعت ها بخوابم شاید بفهمم واقعا مرگ چیست شاید ازش بترسم ولی گاهی مثل دوست می مونه وقتی از همه چی بدجوری بی زاری شاید ...شاید اون قبر قبر پدرم باشه ولی نه اگه قبر پدرم باشه همش یاد اون می افتم ونمی تونم درست فکر کنم دلم تنگ شده اصلا دلم تنگ است دلم برای همه هر کسی که بهش فکر می کنم تنگه توی خواب یا بیداری توی فلسفه ذهن وجانم جایی فلسفه زن بودنم گم شده ؟ مگه یه آدم چن تا فشار رو می تونه در آن واحد تحمل کنه باز مرد هستم دوباره زن . زن شدم در لباس مردی که ...دلم این روزها لک زده برای حس بی خیالی 18 سالگی هام این روزها این روزها این روزها... چه آسان بر لاشه اش اشهد خواندی کلاغی که همیشه عجیب ساکت بود کلاغی که اشک می ریخت فقط و به نفرین رنگش گرفتار اناالله وانا الیه راجعون دلت مرد مردن هم نبودی !لعنت کی تیرهای سفید بهمن مرداد می شد؟ پسرکم درد نکش دلیل نمی شود اگر پرهای مادرت سیاه است کی می رسی به پای این تیر که قندیل جانم شکست... آنجا که تو هستی همه اش درد است هجرت آسان تر است از ماندن کلاغ که بشوی یک روز می فهمی ... نه مثل من که همیشه خیره به تیری ماندم که هیچ وقت اردیبهشت نشد... شاید تو که بزرگ بشوی بهتر از من بفهمی تیرها هیچ وقت گل نمی دهند... 2بهمن 90 ((سلوک)) سکوت دوید بر دل سخن بهت آرام خندید ذوق می شکفت احساس نگریست بر عقل سلیم و اشک حیران شوق می اندشید به نگاه فکر می رقصید در معراج ... آنگاه ته کوچه شعور آسمان آرام گریست ... سال 86 شولو لولولولولولو لولو لولو خبر خوش داداشم رفت قاتی مرغاااااااااااااااااااااااااااااااااااااا مهیار یاد بگیرهههههههههههههههههههه یادش بخیر پارسال در چنین روزی خودم به اصطلاح رفتم قاتی خروسا!!! داداش گلم مبارکه مبارک دوتا شدنتون مبارکه و به مناسبتش : رنگ عشق: در و دیوار دنیا رنگی است. رنگ عشق. خدا جهان را رنگ کرده است. رنگ عشق. و این رنگ همیشه تازه است و هرگز خشک نخواهد شد. از هر طرف که بگذری، لباست به گوشهای خواهد گرفت و رنگی خواهی شد. اما کاش چندان هم محتاط نباشی؛ شاد باش و بیپروا بگذر، که خدا کسی را دوستتر دارد که لباسش رنگیتر است ............ "عرفان نظر آهاری" اینم چندتا جک لری که دلتون شادتر شه: یه لره چند وقته حیرونه چرا خودش یه داداش داره ولی خواهرش دوتا !!!!!!!!!!!!! مخاطبش حتی نمی فهمد مداد درخت رانده شده ایست که سیب نمی دهد ((بهروز سبز پوش ساروی)) انیشتن برای رفتن به سخنرانیها و تدریس در دانشگاه، از راننده مورد اطمینانش کمک میگرفت. راننده وی نه تنها ماشین اورا هدایت میکرد، بلکه همیشه در طول سخنرانیها در میان، شنوندگان حضور داشت. انیشتن، سخنرانی مخصوص به خود را انجام میداد و بیشتر اوقات راننده اش، بطور دقیقی آنها را حفظ میکرد. یک روز انیشتن در حالی که در راه دانشگاه بود، باصدای بلند در ماشین پرسید:چه کسی احساس خستگی میکند؟ راننده اش پیشنهاد داد که آنها جایشان را عوض کنند و او جای انیشتن سخنرانی کند، سپس انیشتن بعنوان راننده او را به خانه بازگرداند.
از بیماری در صف اتوبوس منتظر بودم که ناگهان یک ماشین شخصی جلوی من توقف کرد
و احوالپرسی ، ایشان گفت : آقای برقعی کجایید؟ چه می کنید؟ خبری از شما نیست؟
شاید مرا سوار نمی کردید. گفت : مگر شما چه می گویید؟
و ائمه دشمنی می کنند.
آقای فلسفی گفت : حتی من؟! و پرسید : آیا منبر هم حرام است؟
گفت : آری گفتم : من یکی از همان روزها که از بازار رد می شدم صدای شما را
گفت : بله این موضوع در روایات ما ذکر شده
( امام در شکم مادر از طریق ستونهای نور که در مقابل اوست همه چیز را می بیند )
هنگامی که امام حسین (ع) به طرف کوفه می آمد « حر » جلوی او را گرفت و مانع شد که امام به کوفه برسد
که اسب امام (ع) قدم از قدم برنداشت و هرچه امام رکاب زد و کوشید و نهیب زد و هی کرد
امام او را صدا زد و از او پرسید : نام این سرزمین چیست؟
عرب گفت : شاطی الفرات ، امام پرسید : دیگر چه اسمی دارد؟
از جدم شنیده بودم که می فرمود خوابگاه شما کربلا است
همه چیز را می داند و قرآن می خواند
و تازه پس از پرسیدن از یک عرب بیابانی محل را شناخت؟
با گذاشتن پیشانی تان بیشتر از یک بار روی زمین، زمین امواج الکترومغناطیسی را تخلیه خواهد کرد. این شبیه اتصال زمین به ساختمان هایی است که احتمال برخورد سیگنال های الکتریکی مانند رعد و برق به آنها وجود دارد. اتصال زمین باعث می شود که امواج از طریق زمین تخلیه شده و آسیبی به مردم نرسانند.
بهترین راه برای این که به این منظور پیشانی تان را بر خاک بگذارید، حالتی است که رو به مرکز زمین باشید چرا که در این حالت امواج الکترومغناطیسی بهتر تخلیه خواهند شد و لابد بیشتر تعجب خواهید کرد که بدانید بر اساس اصول علمی ثابت شده، مرکز زمین مکه است!
آری، کعبه درست وسط زمین است. بنابراین سجده به سمت قبله مسلمانان جهان، بهترین راه تخلیه سیگنال های مضر از بدن است. این تحقیق سند محکمی است برای اثبات علمی بودن دستورات اسلام. کسانی که در روز ۳۴ بار در رکعات ۱۷ گانه نمازشان سجده می کنند، بی شک بیش از هر کس دیگری انرژی های منفی کسب شده در طول روز را تخلیه می کنند.
کلمه ا… آرامش بخش است!
این پژوهشگر غیر مسلمان هلند طی گفتگویی در این باره گفت: « پس از انجام تحقیقاتی سه ساله که روی تعداد زیادی مسلمان که قرآن می خوانند یا کلمه «ا…» را می شنوند، به این نتیجه رسیدم که ذکر کلمه «ا…» و تکرار آن و حتی شنیدن آن،موجب آرامش روحی شده و استرس و نگرانی را از بدن انسان دور می کند و نیز به تنفس انسان نظم و ترتیب می دهد.
وی در ادامه افزود:« بسیاری از این مسلمانان که روی آنان تحقیق می کردم، از بیماری های مختلف روحی و روانی رنج می بردند. من حتی در تحقیقاتم از افراد غیر مسلمان نیز استفاده کرده و آنان را مجبور به خواندن قرآن و گفتن ذکر ا… کردم و نتیجه باز هم همان بود. خودم نیز از این نتیجه به شدت غافلگیر شدم، زیرا تاثیر آن بر روی افراد افسرده، ناامید و نگران، تاثیری چشمگیر و عجیب بود.»
این پژوهشگر هلندی همچنین گفت:« از نظر پزشکی برایم ثابت شد حرف الف که کلمه ا… با آن شروع می شود، از بخش بالایی سینه انسان خارج شده و باعث تنظیم تنفس می شود، به ویژه اگر تکرار شود این تنظیم تنفس به انسان آرامش روحی می دهد. حرف لام که حرف دوم ا… است نیز باعث برخورد سطح زبان با سطح فوقانی دهان می شود. تکرار شدن این حرکت که در کلمه ا… تشدید دارد، در تنظیم و ترتیب تنفس تاثیرگذار است. اما حرف «ها» حرکتی به ریه می دهد و بر دستگاه تنفسی و در نتیجه قلب تاثیر بسیار خوبی دارد و موجب تنظیم ضربان قلب می شود.
« الذین آمنوا و تطمئن قلوبهم بذکر الله ألا بذکر الله تطمئن القلوب»
منبع: راه موفقیت – شماره
(به قول کاکائی)
نخستین قانون مورفی در سال ۱۹۴۹ در پایگاه نیروی هوایی ادوارز شکل گرفت. مورفی مهندس هوافضا بود که روی یک پروژه کار میکرد. در یکی از سختترین آزمایشهای پروژه، یک تکنسین خنگ، همهی سیمها را برعکس وصل کرد و آزمایش خراب شد.
مورفی در بارهی این تکنسین گفت: «اگر یک راه برای خراب کردن چیزی وجود
داشته باشد، او همان یک راه را پیدا میکند!» و این اولین قانون مورفی بود.
قانون مورفی، نخست در فرهنگ فنی مهندسان رواج پیدا کرد و سپس به فرهنگ عامه راه یافت. بعدها قوانین دیگری هم پس از کسب رتبهی لازم از بنیاد مورفی، در زمرهی قوانین اصلی قرار گرفتند .
حالات قوانین مورفی و قوانین استنباط شده از آنها
وقتی در ترافیک گیر کردهای، لاینی که تو در آن هستی دیرتر راه میافتد.
هر کاری دو برابر آنچه فکرش را میکنی وقت میبرَد؛ مگر اینکه آن کار، ساده به نظر برسد، که در آن صورت، سه برابر وقت میگیرد.
هر چیزی که بتواند خراب شود، خراب میشود؛ آن هم در بدترین زمان ممکن.
اگر چیزی را مقاوم در برابر حماقت احمقها بسازی، احمق باهوشتری پیدا میشود و کارت را خراب میکند.
وسایل نقلیه، اعم از اتوبوس و قطار و هواپیما و … همیشه دیرتر از موعد حرکت میکنند؛ مگر آنکه تو دیر برسی، که در این صورت درست سر وقت رفتهاند.
احتمال بد پیش رفتن کارها نسبت مستقیم با اهمیت آنها دارد.
اشیای قیمتی اگر سقوط کنند، به مکانهای غیر قابل دسترس، مثل کانال آب یا
دستگاه زباله خرد کن (آن هم در حالی که روشن است) میافتند .
هشتاد درصد سؤالات امتحان پایان ترم بر اساس مطالب گفتهشده در کلاسی است که در آن غایب بودهای.
قوانین اتوبوسی مورفی :
اگر زود برسی، اتوبوس دیر میآید. اگر دیر برسی، اتوبوس زود رسیده است.
هرچه بیشتر از راننده بپرسی که کدام ایستگاه باید پیاده شوی، احتمال اینکه درست راهنماییات کند، کمتر خواهد بود .
مدت زیادی منتظر اتوبوس میمانی و خبری نیست؛ پس سیگاری روشن میکنی.
بهمحض روشن شدن سیگار، اتوبوس میرسد.
اگر برای زودتر رسیدن اتوبوس، سیگاری روشن کنی، اتوبوس دیرتر میآید.
قوانین عاشقانهی مورفی :
همهی خوبها تصاحب شدهاند. اگر تصاحب نشده باشند، حتماً دلیلی دارد .
هرچه شخص مورد نظرت بهتر و مناسبتر باشد، فاصلهاش از تو بیشتر است.
«شعور» ضربدر «زیبایی» ضربدر «در دسترس بودن»، برابر است با عددی ثابت
( که این عدد، معمولاً صفر است ).
فلسفهی مورفی :
لبخند بزن … فردا روز بدتری است
درد دارد دچار من بشود
زن شدم در لباس مردی که
خواست یک شب دوباره زن بشود
هنوز هم شبها خواب می بینم مرد هستم !


عدم شباهت آنها مسئله خاصی نبود. انیشتن تنها در یک دانشگاه استاد بود، و در دانشگاهی که وقتی برای سخنرانی داشت، کسی او را نمیشناخت و طبعا نمیتوانست او را از راننده اصلی تمییز دهد.
او قبول کرد، اما کمی تردید در مورد اینکه اگر پس از سخنرانی سوالات سختی از رانندهاش پرسیده شود، او چه پاسخی خواهد داد، در درونش داشت.
به هر حال سخنرانی به نحوی عالی انجام شد، ولی تصور انیشتن درست از آب در آمد. دانشجویان در پایان سخنرانی انیتشن جعلی شروع به مطرح کردن سوالات خود کردند.
در این حین راننده باهوش گفت "سوالات بقدری ساده هستند که حتی راننده من نیز میتواند به آنها پاسخ گوید "سپس انیشتن از میان حضار برخواست وبه راحتی به سوالات پاسخ داد،به حدی که باعث شگفتی حضار شد".
| Design By : Mihantheme |


